گفتم به گوشه ای بنشینم ولی دلم/ننشیند از کشیدن خاطر به سوی دوست

عجیبه خداحافظی کردن
تو این مدت انقدر گریه دوستان و خانواده ات رو دیدی که به خودم قول دادم فقط بخندم....
دیگه لحظه های اخر بود... باید بغلت می کردم و می سپردمت به روزگار... به غربت... به دلتنگی...
بغض ادم رو خفه می کنه اینجور وقتا... اما عوضش خندیدم که بی اشک بگذره... نمی تونستم تشکر کنم... خداحافظی کنم... برات ارزوی موفقیت و سفر بی خطر کنم... هیچی... فقط می خندیدم که نبارم... تو بغض کردی... دم در به من نگاه کردی و خاطره کافی شاپ پارسال و قرار دوتایی رفتنمون رو یاداوری کردی... من توان هیچ ری اکشنی نداشتم... اومدم بیرون... حالا بدون بغضم ... بدون اشک... این یعنی درد عمیق تر از اشک های این چند روز شده...بعد از یازده سال, بدون تو... بلد نیستم جات رو پر کنم... والله که شهر بی تو مرا حبس می شود
خوبه که اینا رو نمی خونی.... بار دلتنگی همه به دوش توئه، دلتنگی همه اونایی که دوسشون داری
من اما قول میدم که خوب باشم
قول

/ 6 نظر / 19 بازدید
دیدار

ان سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

دیدار

قرعه کشی جام جهانی رو دیدی؟ کلا من که ورزشی نیستم ولی این جام جهانی هم برای خودش تفریحیه البته برای من . برای خیلی ها زندگیشونه برای خیلی ها پول داری و غیره

ندا

احوال دوست جون ما ...؟؟

ندا

فعلا یکی زدیم .به لطف بعضیا !![لبخند]

ندا

خب دومیشم خورد تیم مظلومی ...